
یه روزایی هست که دیگه توان حرف زدن ندارم. لبام فقط به دردِ رژ زدن میخوره و موهام به دردِ از بالا جمع کردن،سفت.اونقدی که تار مو سفیده بزنه بیرون. روزایی هست که از توضیح دادن بدم میاد. از توصیف خودم بدم میاد و فقط دیدن به درد می خوره. آره. اینکه فقط با دیدنِ آدما و کنارشون بودن بتونم باهاشون باشم. یه روزایی هست که دلم عجیب تنگ میشه برای مردِ آرومِ لبخند به لب. برای حرف نزدن،سوال نپرسیدن،انتظار نداشتن،توجه نکردن.برای نگاه کردن ... نگاهم کن ...
منو نببین،دیدن که کاری نداره.اگه میتونی نگاهم کن ...
دستم را بالش سر میکنم
خیال میکنم که دلدادهی خویشم
زیر ماه مه آلود
بوسون
اصن به این عکسای کنار وبلاگم توجه کردین؟
بیلبیلکُ که ببرین پایین،زیر آرشیو،عاشقشونم...
وقتی رضا یزدانی میخونه که:
ببار برایم
تو که هزاران چشمه ی جوشان
پشت
مردمک هایت
پنهان
کرده ای...
ببار برایم
اشکهایت
همان آب حیاتی ست
که خضر
نوشید و
هنوز
دربه در جاودانگیست
.
.
.
همین.
وقتی میگم که کاش به جای این امتحانای کوفتی پروژه داشتم...
وقتی میرم خوابگاه کنار بچه ها ،که یادم میاد یه روزی چقد دلم میخواست برم از این شهر و نرفتم.که دلبستگی های اینجام...آدمام...
خوبه که نرفتم...
.
.
.
این وقتا فک می کنم که یه جایی جا موندم. که یه جایی دلمو با دلِ یه زن غمگینِ بیحرف عوض کردن.
هزار سال دلم میخواست
با تنِ تنها
گریه کنم
هزار سال دلم میخواست
با منِ تنها
گریه کنم
هزار سال دلم میخواست
بروم صد پله پایین
تنها گریه کنم
بروم صد پله پایین
با دریا گریه کنم
دریا مرا بلد است …
وقتی که گریه مرا از سر میگیرد
دریا ساکت میماند و من
بلند بلند ترک برمیدارم …
*دلتنگتم
وقتی میگویی خواب دیده ای که زبانت لال زبانت لال،او مرده است.پنهان میکنند ازت . مدام گریه میکنی و حالت بد است. کسی بهت میگوید تو گریه نکن مادر. در جواب میگویی که من گریه نکنم پس کی گریه کند؟
وقتی میگویم خواب دیدهام که او زمینگیر شده.حالش بد است و مدام جایش را کثیف میکند.مدام بالا میآورد و اصلن حرف هم نمیتواند بزند.آنوقت تو،مادر، میروی توی اتاقش و می گویی: اوف...چه بویی...اوف... و او ،بیصدا، فقط نگاهت میکند. با چشمهایی پر از درد .
وقتی صبح میگویی دوباره خواب دیدهای.گریه میکردی و ...
میترسی.میترسم.
برای این خانه مرثیه میخوانند...
گفتم خیابونای شب از پشت این اشکا چه بیرویا شدن.
نشنیدی که.
کسی بیاد آروم دست ببره تو گلوم،بکشه بیرون این بغضو.
سکوت.سکوت.سکوت.چه درد گرفته دلم.
پیرمردهایی که پهن شده اند جلوی آفتاب
ـ هنوز خیس اند؟
+ بله خانوم. با والیوم شستیم شان. حالا حالا ها خشک نمیشوند
.
.
.
تصحیح کردی:
پیرمردهایی که پهن شده اند جلوی آفتاب
ـ هنوز خیس اند؟
+ با والیوم شستیم شان خانوم. حالا حالا ها خشک نمیشوند
یلدا
به ستاره های پنهانت قسم
به صبح می رسانم این شب سیاه را
اگر لحظه ای
نگاهم کنی
بازمیگردانم روزهای رفته را
اگر لحظه ای
نگاهم کنی
به بهار می رسانم این زمستان را
اگر لحظه ای
نگاهم کنی
.
.
.
اگر لحظه ای...
معجزهام باش
تابستانی گرم
که سرمای این زمستان بدیمن
مرا به یاد انالله ها و عزیزهای از دسترفته میاندازد
ذکری زیر لب
که این شهر بیرویا
مرا فاحشهای میداند
که هر صبح
گناه کبیرهاش را از یاد میبرد
وصدای مرغان دریایی
وقتی
سوت کشتی
قلب مرا نشانه رفتهاست
معجزهام باش
همچون چایی داغ
که مادر
هرشب برایم میریزد
و خوب میدانم
شب مرا به روشنای روز خواهد رساند
masa 90/9/16
رفتیم دریا . توفان یه سره پیش ماست . مامانش سیگار میکشه و باباش کلافه میشه و سر تو غر میزنه که چرا بهش سیگار میدی تو ؟
من ؟ خوبم ... وایمیستم کنار پنجره و تورو نگاه میکنم که داری برای توفان بادبادک دُرُس میکنی ...
نسیمُ نگاه میکنم که داره حرف میزنه با ح ...
خوبم ...
که ننوشتم اینجا از موهای کوتاهم . از تل مویی که خودم از کف آرایشگاه جارو کردم . زیاد بود .
از اینکه دیگه وقتی دوش میگیرم خیس نمیمونن موهام . زود خشک میشن . از اینکه هیچ حسی بهشون ندارم ... کاش کوتاهتر میکردم ...
خیلی بُر میخورم اینروزا .
آره... دوربینم همراهمه. میدونم ... میدونم نمیشه عکس گرفت. هوا داره تاریک میشه. شلوغه. همه چه کلافه و عصبی ... من ؟ دارم میخندم !!! نسیم میخنده به من میگه کوفت نخند انقد فقط من و تو داریم میخندیما ! چیکارکنم آخه نگا کن این خانوم چادریه چجوری همه رو هل میده میره جلو ... آخه نگا کن جی جی چه جوری دستاشو وا کرده،که دستاش الان سپر ِ بَلا شدن و اینا...!
اولین باره اینجوری مینویسم اینجا ؟
بله ... با سلام ... بله بله ... خواهر ایشون هستم من ... چه شباهتی !!!
چای ترش میخورم ... آره... گل گاو زبونتونو بخورین شما!!! کیک روز ِ پازل نیست که اینجا ! خوب بهتر اصن ... دلم پازل نمیخواد!!!
اصن میخوام پونه رو ماچ کنم که اِنقد آشنا بودیم ما باهم و نمیدونستیمممممم؟؟؟
چه برقی داشت چشمهای همه مون . خوبه که بودی ...
تصور کن !! وایساده وسط خوابگاه دختران با دوتا دختر کنارش !!! چه همه خندیدیم...
هوم... خوبم ... امروزو دوست داشتم ...
دوستت دارم
و نميخواهم
تو را
به آب و باد
به جزر و مد دريا
به ساعتهاي خورشيگرفتگي
ربط دهم
اهميتي نميدهم
که ستارهشناسان
درباره اتفاقي که رخ ميدهد
چه ميگويند
در خطوط فنجان قهوه.
چشمهاي تو
تنها پيشگويي عالم هستند
*نزارقبانی
دخترک
بیا تو این شبایی که شهرمونو غمین کردن ، بریم تو خیابونای خلوت سعدی.که میشه وسط خیابون راه رفت و فقط نگاه کرد ... بیا بریم ... انقد ِ دلتنگم ... دست تو بده من ...
امروز ؟
هوم...یه چیزی شبیه همون وقتا ... دوست داشتنی ...آروم بودی بالاخره ...
خانهام یک کلید بیش نداشت
به تو دادم
و سرگردان خیابانها شدم
*مقربین
دیروز تولد خواهرکم بود . خواهرک ساکت ِ اینروزهام . خواهرکم با چشمهای شیشه ای همیشه نگران . خواهرکم که دستهاش وقتی بلرزد آوار میشود دنیا روی سرم . تولد خواهرک کم حرفم بود .
میخواهم بگویم اما بغض دارم .خسته ست .خسته ایم .
دوستت دارم
و به لمس سرانگشتانت بر سایه ی این زخم
دلخوشم
بوی اونوقتارو میدم نسیم . بوی کله شقی و شبای تاریک ِ نُهِ شب . سرمو میبرم تو مقنعه ام و دیگه بیرون نمیارم .
بازگشتیم
با خاطراتی که بوی نم میدادند
بوی بارانی که خیسمان کرده بود و خشک نمیشدیم .
آره ...
ترسی که برادر ِ مرگه .
باد بیاد منو ببره . باد بیاد منو با این بو ببره . کجاست اون برق چشمِ پر ِ اشتیاق.دلم تنگ شده . دلم تنگ شده . این باد ِ لعنتی منو با خودش ببره کاش . با تو اَم
میشنوی اصن ؟ میشنوی ؟
وایسم کنار ِ دریا . باد منو ببره . دستمو نگیریا
نگیر .
می خواستم بگم که چقد منو یادت رفته ...
می خواستم بگم منو ببین که چقد محو شدم واسه همه .حتی تو . آره تو . می خواستم بگم من خیلی وقته دیگه چیزایی رو میدم که خیلی وقتا نمیگیرم . می خواستم بگم چقد دلم تنگ شده که ببینی منو . که مثل همه نشم واست .که شدم . که خیلی وقته .می خواستم بگم که چی میشد اگه همینجوری که هستم قبول میکردیم ، با همه ی نقص ها، نبودنای گهگاه که از یه انزوای کهنه میاد بیرون ، می خواستم بگم چقد دلم تنگ شده واسه یه وقتایی .می خواستم بگم می ترسم ...
این حرفا شاید فقط واسه همین لحظه ست و یه لحظه بعد هیچی نباشه تو مخم ... انقد که زود دلتنگت میشم ، انقد که بهت نیاز دارم و نیاز دارم و نیاز دارم ...
چقد بده که بالاخره باید توضیح بدم . که سکوت کردنام برات معنی نداره ...